گویی همه خوابند ؛ کسی را به کسی نیست
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست
این قافله از قافله سالار خراب است
اینجا خبر از پیشرو و بازپسی نیست
تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست
نوشته شده توسط حسن در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 14:21 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
راست کلید JavaScript Codes ساعت